السيد الطباطبائي
61
مجموعه رسائل ( فارسى )
نامحدود است ، وقوع مفهوم بر آن ، متأخر از مرتبه ذات آن مصداق خواهد بود به نوعى از تأخر كه همان تأخر « تعين » از « اطلاق » است . و نيز معلوم و آشكار است كه مرتبهء « محمول » متأخر از مرتبه « موضوع » است و از آنجا كه وجود « واجبى » يك « حقيقت صرف » است پس نامحدود است و فراتر از هر گونه « تعيّن اسمى » و « وصفى » و هر نوع « تقييد مفهومى » خواهد بود حتى از خود همين حكم ( حكمهايى از قيد و تعيّن ) نيز رها و آزاد است . پس اين حقيقت مقدس داراى اطلاقى خواهد بود نسبت به هر تعيّنى كه فرض شود و در نظر آورده شود ، حتى نسبت به خود اين ( حكم اطلاق ) نيز داراى ( اطلاق ) و رهايى از قيد خواهد بود . « 1 » فصل 4 اين مطلبى را كه ما در فصلهاى گذشته يادآورى نموديم به طور مكرر در كتاب و سنّت مطرح شده است ؛ مثلًا آيات فراوانى در كتاب خدا هست كه مىگويد : « لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » « 2 » ؛
--> ( 1 ) . قبلًا در اين مورد توضيحاتى آورديم و اكنون بر آن مىافزاييم كه اطلاق به معناى بىقيدى و رهايى از قيد و شرط بر دو گونه است : اطلاق قسمى و اطلاق مقسمى . در اطلاق قسمى كه قسيم تقيد است ( كه وجود بر دو قسم است : وجود مطلق ، وجود مقيد ) ، اطلاق ، قيد است براى وجود مطلق ، پس وجود مطلق ( بدون قيد ) گرچه به ظاهر هيچ قيدى ندارد و بى قيد است اما خود همين صفت ( بى قيد بودن ) در حقيقت قيدى است بارى او و او را « مقيد » مىسازد و از اطلاق تام مىاندازد . اما در « اطلاق مقسمى » ، اطلاق از تمامى قيدها رها و آزاد است و حتى خود همين « بىقيد بودن » و « قيد نداشتن » نيز قيدى براى او نيست . پس مطلق است حتى از قيد اطلاق ! براى مطالعهء بيشتر در اين زمينه به منابع زير مراجعه نماييد : 1 . شرح رسائل قيصرى ، استاد سيد جلال الدين آشتيانى . 2 . شرح مقدمه قيصرى ، استاد سيد جلال الدين آشتيانى . 3 . سيرى در نهج البلاغه ، استاد شهيد مطهرى . 4 . كاوشهاى عقل نظرى ، دكتر مهدى حائرى يزدى ( 2 ) . شورى ، آيه 42